save face

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/seɪv feɪs/
phrase (عبارت)common

عبارت — آبرو حفظ کردن

آبرو حفظ کردنحیثیت خود را نگه داشتن

بعد از اشتباه یا شکست، از خجالت‌زدگی یا از دست دادن احترام جلوگیری کردن.

To avoid embarrassment or prevent a loss of respect after a mistake or failure.

«او عذرخواهی کرد تا آبرویش را حفظ کند.»

He apologized to save face.

«مصالحه به هر دو طرف اجازه داد آبرویشان را حفظ کنند.»

The compromise let both sides save face.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000