بازگشت

scathe

/skeɪð/
1verb (فعل)formal
past (گذشته): scathedpast participle (مفعولی): scathed-ing (حال): scathing3rd (سوم): scathes
آسیب زدنصدمه وارد کردن

آسیب زدن یا صدمه شدید رساندن به چیزی یا کسی.

To harm or injure, especially severely.

«آتش به ساختمان آسیبی نرساند.»

The fire did not scathe the building.

«او با وجود تصادف آسیبی ندید.»

He escaped without a scathe despite the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harmآسیب

رایج. مترادف scathe در زمینه آسیب زدن کلی.

Common. Interchangeable with 'scathe' in general contexts of causing damage.

2noun (اسم)formal
آسیبخسارت

آسیب، جراحت یا خسارت.

Harm, injury, or damage.

«پس از طوفان هیچ آسیبی گزارش نشد.»

No scathe was reported after the storm.

«گیاهان دچار آسیب سرمازدگی شدند.»

The plants suffered scathe from the frost.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000