scratch one's head
/skrætʃ wʌnz hɛd/
phrase (عبارت)common
عبارت — سر خاراندن از سردرگمی
سر خاراندن از سردرگمیگیج شدن
برای نشان دادن سردرگمی یا فکر کردنِ زیاد به چیزی به کار میرود.
To show that one is confused or thinking hard about something.
«او از معما گیج شده بود و سرش را میخاراند.»
“He scratched his head over the puzzle.”
«از توضیح او سردرگم شدم.»
“I scratched my head at her explanation.”