بازگشت

seam

/siːm/
noun (اسم)common
plural (جمع): seams
درزخط دوخت

خطی که دو تکه پارچه به هم دوخته شده‌اند.

a line where two pieces of material are sewn together.

«درز پیراهنش از هم باز شد.»

The seam on his shirt came apart.

«او درز پاره شده را با دقت دوخت.»

She carefully stitched the torn seam.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stitchدوخت

رایج؛ نخ یا حلقه‌ای که پارچه را به هم وصل می‌کند، نزدیک به seam.

Common. The thread or loop that holds fabric together, closely related to seam.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000