بازگشت

sear

/sɪər/
1verb (فعل)common
past (گذشته): searedpast participle (مفعولی): seared-ing (حال): searing3rd (سوم): sears
کباب کردنسوزاندن سریع

سطح چیزی را به سرعت با حرارت زیاد سوزاندن یا زرد کردن.

To burn or scorch the surface of something quickly with intense heat.

«او استیک را در تابه داغ کباب کرد.»

She seared the steak in a hot pan.

«خورشید علف‌های خشک را سوزاند.»

The sun seared the dry grass.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scorchزرد کردن

متداول. معنای مشابه؛ معمولاً برای سوختن سطح با حرارت یا شعله استفاده می‌شود.

Common. Similar meaning; often used for burning surface slightly with heat or flame.

2verb (فعل)formal
past (گذشته): searedpast participle (مفعولی): seared-ing (حال): searing3rd (سوم): sears
زجردادنرنجاندن

ایجاد درد یا آزردگی شدید عاطفی.

To cause intense emotional pain or distress.

«آن خاطره قلبش را آزرد.»

The memory seared her heart.

«کلماتش احساساتش را سوزاند.»

His words seared through her feelings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000