بازگشت

seasoning

sea·son·ing/ˈsiːzənɪŋ/
seasonto add flavor-ingnoun form of a verb
noun (اسم)common
چاشنیادویه

ادویه‌ها، سبزیجات معطر یا نمک‌هایی که به غذا اضافه می‌شوند تا طعم آن بهتر شود.

Spices, herbs, or salts added to food to enhance its flavor.

«قبل از سرو، کمی چاشنی به سوپ اضافه کن.»

Add some seasoning to the soup before serving.

«چاشنی می‌تواند غذاهای بی‌مزه را بسیار بهتر کند.»

Seasoning can greatly improve bland dishes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spicesادویه‌ها

اصطلاح کلی برای افزودنی‌های طعم؛ seasoning شامل ادویه‌ها و نمک‌هاست.

General term for flavoring agents; seasoning includes spices and salts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000