second fiddle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sec·ond fid·dle/ˈsɛkənd ˈfɪdəl/
phrase (عبارت)common

عبارت — نقش دوم

نقش دومدر حاشیه بودن

نقش یا جایگاهی کم‌اهمیت‌تر در مقایسه با شخص یا چیز دیگر است.

A less important position compared with another person or thing.

«او حاضر نیست نقش دومِ کسی را بازی کند.»

She refuses to play second fiddle to anyone.

«ایمنی نباید در برابر سود در حاشیه قرار بگیرد.»

Safety should not take second fiddle to profit.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000