بازگشت

self-esteem

self-es·teem/ˌself ɪˈstiːm/
self-relating to oneselfesteemto respect or value
noun (اسم)common
اعتماد به نفسخودباوریارزشمندی خود

اعتماد به نفس و احترام به خود؛ حس مثبت از ارزش فردی.

Confidence and respect for oneself; a positive sense of self-worth.

«کودکان برای رشد با اعتماد به نفس نیاز به خودباوری قوی دارند.»

Children need a strong self-esteem to grow confidently.

«اعتماد به نفس او پس از موفقیت در پروژه بهتر شد.»

Her self-esteem improved after she succeeded in the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
self-confidenceاعتماد به نفس

رایج. با self-esteem هم‌پوشانی دارد ولی بیشتر به باور توانایی‌ها اشاره دارد تا ارزش کلی خود؛ برای مثال، «او اعتماد به نفس بالایی در سخنرانی دارد» مناسب است، اما self-esteem معنای وسیع‌تری دارد.

Common. Overlaps with self-esteem but focuses more on belief in one’s abilities rather than overall self-worth. For example, 'She has high self-confidence in public speaking' fits, but 'self-esteem' is broader.

self-respectاحترام به خود

رسمی. بیشتر به حفظ وقار و معیارهای اخلاقی اشاره دارد. مرتبط با self-esteem ولی بیشتر در زمینه‌های اخلاقی یا رفتاری استفاده می‌شود.

Formal. Emphasizes maintaining one’s dignity and moral standards. Related to self-esteem but usually in ethical or behavioral contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000