sell one's soul
/sɛl wʌnz soʊl/
phrase (عبارت)common
عبارت — وجدان خود را فروختن
وجدان خود را فروختناصول خود را قربانی کردن
برای پول، قدرت یا موفقیت، اصول اخلاقی خود را کنار گذاشتن.
To abandon one's principles for money, power, or success.
«او حاضر نشد برای شهرت اصولش را قربانی کند.»
“She refused to sell her soul for fame.”
«منتقدان گفتند شرکت اصول خود را برای سرمایهگذاران فروخته است.»
“Critics said the company sold its soul to investors.”