بازگشت

sell

/sɛl/
1verb (فعل)common
past (گذشته): soldpast participle (مفعولی): sold-ing (حال): selling3rd (سوم): sells
فروختنعرضه کردن

چیزی را در ازای پول تحویل دادن یا واگذار کردن.

To give or hand over something in exchange for money.

«او برای امرار معاش ماشین می‌فروشد.»

He sells cars for a living.

«آنها تصمیم گرفتند خانه‌شان را بفروشند.»

They decided to sell their house.

تفاوت با واژه‌های مشابه
marketبازاریابی کردن

تجاری/روزمره. تبلیغ یا ترویج چیزی. در حالی که مربوط به فروش است، 'market' در مورد *فرایند* آماده‌سازی چیزی برای فروش و تبلیغ آن است، نه خود معامله. شما یک محصول را بازاریابی می‌کنید تا آن را بفروشید.

Business/Everyday. To advertise or promote something. While related to selling, 'market' is about the *process* of getting something ready to sell and promoting it, not the actual transaction. You market a product to sell it.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): soldpast participle (مفعولی): sold-ing (حال): selling3rd (سوم): sells
فروختن ایدهمتقاعد کردن

کسی را به مزایای (چیزی) متقاعد کردن.

To persuade someone of the merits of (something).

«او موفق شد ایده را به هیئت مدیره بفروشد.»

She managed to sell the idea to the board.

«فروختن یک مفهوم جدید به یک شرکت قدیمی دشوار است.»

It's hard to sell a new concept to an old company.

تفاوت با واژه‌های مشابه
convinceقانع کردن

روزمره. در این مفهوم مستقیماً قابل تعویض است. 'Convince' صرفاً بر تغییر باور کسی تمرکز دارد، در حالی که 'sell' می‌تواند کمی بیشتر انگیزه تجاری یا استراتژیک در متقاعد کردن را القا کند. مثلاً 'من او را قانع کردم که ایده خوبی است.' 'من ایده را به او فروختم.'

Everyday. Directly interchangeable in this sense. 'Convince' focuses purely on changing someone's belief, while 'sell' can imply a bit more of a commercial or strategic motive in the persuasion. 'I convinced him it was a good idea.' 'I sold him on the idea.'

3noun (اسم)common
plural (جمع): sells
فروشمعامله

عمل فروش یا محصولی که فروخته می‌شود.

An act of selling or a product that is sold.

«ما فروش فوق‌العاده‌ای برای محصول جدیدمان داشتیم.»

We had a great sell on our new product.

«نمایشگاه کتاب سالانه خوانندگان زیادی را جذب می‌کند.»

The annual book sell attracts many readers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
transactionمعامله

رسمی/تجاری. به یک معامله تجاری یا تبادل اشاره دارد. در حالی که 'فروش' نوعی معامله است، 'transaction' گسترده‌تر است و می‌تواند شامل خرید، توافق‌ها و غیره باشد. مثلاً 'معامله تکمیل شد.' در مقابل 'ما یک فروش سریع انجام دادیم.'

Formal/business. Refers to a business deal or exchange. While a 'sell' is a type of transaction, 'transaction' is broader and can include buying, agreements, etc. 'The transaction was completed.' vs. 'We made a quick sell.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000