بازگشت

senses

sens·es/ˈsɛnsɪz/
noun (اسم)common
plural (جمع): senses
حواسحس‌ها

جمع sense؛ توانایی‌هایی که انسان با آن‌ها محیط را از طریق دید، شنوایی، لمس و غیره درک می‌کند.

Plural of sense; faculties by which humans perceive stimuli like sight, hearing, touch.

«انسان‌ها پنج حس اصلی دارند.»

Humans have five main senses.

«حواس او در تاریکی تقویت شده بودند.»

Her senses were heightened in the dark.

تفاوت با واژه‌های مشابه
perceptionsادراکات

رسمی. به فرآیند تفسیر اطلاعات حسی اشاره دارد؛ مشابه اما گسترده‌تر از senses است.

Formal. Refers to the process of interpreting sensory information; similar but broader than senses.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000