serve time

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɜrv taɪm/
phrase (عبارت)common

عبارت — مدت زندان گذراندن

مدت زندان گذراندنتحمل حبس

گذرانیدن دوره‌ای از زندان به عنوان مجازات.

To spend a period of time in prison as a punishment.

«او به‌خاطر سرقت پنج سال زندان رفت.»

He served five years for the robbery.

«او به جرم کلاه‌برداری زندان رفت.»

She served time for fraud.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000