servitor

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ser·vi·tor/ˈsɜːrvɪtər/
serveto provide service-itoragent noun suffix
noun (اسم)formalplural (جمع): servitors

اسم — خدمتکار

خدمتکاریار

خدمتکار یا همراه، مخصوصاً در مؤسسات مذهبی یا آموزشی.

A servant or attendant, especially one in a religious or educational institution.

«خدمتکار در طول سخنرانی به استاد کمک کرد.»

The servitor assisted the professor during the lecture.

«خدمتکاران در کلیسای دانشگاه وظایفی دارند.»

Servitors have duties in the college chapel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000