بازگشت

servile

ser·vile/ˈsɜːr.vaɪl/
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more servilesuperlative (عالی): most servile
فرمان‌بردارمطیع

نمایش تمایل بیش از حد برای خدمت یا خوشنودی دیگران؛ مطیع یا برده‌وار.

Showing excessive willingness to serve or please others; submissive or slavish.

«رفتار فرمان‌بردار او همکارانش را ناراحت کرده بود.»

His servile attitude annoyed his colleagues.

«او از فرمانبرداری مطلق نسبت به کسی خودداری کرد.»

She refused to be servile to anyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
subservientفرمان‌بردار

رسمی. بر رفتار مطیع با بار منفی تاکید می‌کند.

Formal. Emphasizes submissive behavior often with negative connotation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000