set in motion

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

set in mo·tion/sɛt ɪn ˈmoʊʃən/
phrase (عبارت)common

عبارت — راه انداختن

راه انداختنشروع کردن

شروع یک روند یا سلسله اتفاقات.

To start a process or series of events.

«آن اعلامیه باعث آغاز یک سلسله اعتراض‌ها شد.»

The announcement set in motion a chain of protests.

«او دیروز پروژه را شروع کرد.»

She set the project in motion yesterday.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000