set the bar

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɛt ðə bɑr/
phrase (عبارت)common

عبارت — معیار تعیین کردن

معیار تعیین کردناستاندارد گذاشتن

معیاری تعیین کردن که از دیگران انتظار می‌رود به آن برسند.

To establish a standard that others are expected to meet.

«اولین رمان او معیار را خیلی بالا برد.»

Her first novel set the bar high.

«این تیم معیار خدمات را تعیین می‌کند.»

This team sets the bar for service.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000