بازگشت

sew

/soʊ/
verb (فعل)common
past (گذشته): sewedpast participle (مفعولی): sewn/sewed-ing (حال): sewing3rd (سوم): sews
دوختن

دوختن تکه‌های پارچه با سوزن و نخ به هم.

To join pieces of fabric together using a needle and thread.

«او لباس‌های خودش را می‌دوزد.»

She sews her own clothes.

«باید یک دکمه روی پیراهنم بدوزم.»

I need to sew a button on my shirt.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stitchدوخت

رایج. معنای مشابه اما stitch عمل دوخت کوچک است.

Common. Similar meaning but stitch can be a small individual sewing action.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000