بازگشت

shapely

shape·ly/ˈʃeɪp.li/
shapeform-lyhaving the quality of
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): shapeliersuperlative (عالی): shapeliest
خوش‌اندامبافرم

دارای شکل جذاب و متناسب، به‌خصوص در مورد بدن.

Having an attractive or well-proportioned shape, especially of the body.

«او اندامی خوش‌اندام دارد که توجه‌ها را جلب می‌کند.»

She has a shapely figure that turns heads.

«گلدان خوش‌فرم و زیباست.»

The vase is shapely and elegant.

تفاوت با واژه‌های مشابه
curvaceousانحنادار

غیررسمی. به اندام انحنادار و جذاب اشاره دارد؛ بار معناداری بیشتری از 'shapely' دارد.

Informal. Refers to a sexy, curvy body shape; more suggestive than 'shapely'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000