sharp-set

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌʃɑrp ˈsɛt/
adjective (صفت)datedcomparative (تفضیلی): sharper-setsuperlative (عالی): sharpest-set

صفت — خیلی گرسنه

خیلی گرسنهگرسنهٔ شدید

خیلی گرسنه.

Very hungry.

«بعد از پیاده‌روی، برای شام خیلی گرسنه بودیم.»

After the hike, we were sharp-set for dinner.

«مسافران بسیار گرسنه غذا خواستند.»

The sharp-set travelers asked for food.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000