shave down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ʃeɪv daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تراشیدن

تراشیدنکم کردن با تراش

با بریدن یا تراشیدن، چیزی را کوچک‌تر یا صاف‌تر کردن.

To cut or scrape material away so that something becomes smaller or smoother.

«او لبهٔ در را تراشید تا جا بیفتد.»

He shaved down the door edge to make it fit.

«گوشهٔ زبر را با احتیاط بتراش.»

Shave down the rough corner carefully.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — کمی کم کردن

کمی کم کردنکاهش دادن

مقدار، هزینه یا زمانی را کمی کاهش دادن.

To reduce an amount, cost, or time slightly.

«مسیر جدید کمی از زمان سفر ما کم کرد.»

The new route shaved down our travel time.

«آن‌ها بودجه را ده درصد کم کردند.»

They shaved down the budget by ten percent.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000