shift gears

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌʃɪft ˈɡɪrz/
1phrase (عبارت)common

عبارت — دنده عوض کردن

دنده عوض کردن

دندهٔ خودرو را عوض کردن.

To change a vehicle from one gear to another.

«پیش از بالا رفتن از تپه دنده را عوض کن.»

Shift gears before you climb the hill.

«او در بزرگراه دنده‌ها را نرم و روان عوض کرد.»

She shifted gears smoothly on the highway.

2phrase (عبارت)common

عبارت — رویکرد را عوض کردن

رویکرد را عوض کردنمسیر کار را تغییر دادن

به کار، موضوع یا رویکرد دیگری پرداختن.

To change to a different activity, topic, or approach.

«تیم پس از ناهار مسیر کارش را عوض کرد و برای عرضه برنامه ریخت.»

After lunch, the team shifted gears and planned the launch.

«بیایید مسیر بحث را عوض کنیم و حالا دربارهٔ بودجه صحبت کنیم.»

Let's shift gears and discuss the budget now.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000