short leash

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ʃɔːrt liːʃ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کنترل شدید

کنترل شدیدآزادی عمل کم

کنترل سخت‌گیرانه‌ای که آزادی عمل بسیار کمی به کسی می‌دهد.

Close control that allows someone very little freedom to act independently.

«کارآموز جدید زیر نظارت سخت‌گیرانه است.»

The new intern is on a short leash.

«بعد از آن اشتباه، او را خیلی محدود کردند.»

After the mistake, they kept him on a short leash.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000