shove something down someone's throat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

shove some·thing down some·one's throat/ʃʌv ˈsʌmθɪŋ daʊn ˈsʌmwʌnz θroʊt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — به زور به کسی تحمیل کردن

به زور به کسی تحمیل کردنبه خورد کسی دادن

یعنی کسی را وادار کنند فکر، کالا یا قانونی را که نمی‌خواهد بپذیرد.

To force someone to accept an idea, product, or rule they do not want.

«باورهایت را به زور به من تحمیل نکن.»

Don't shove your beliefs down my throat.

«سعی کردند سیاست جدید را به زور به ما بقبولانند.»

They tried to shove the new policy down our throats.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000