بازگشت

shrewd

/ʃruːd/
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): shrewdersuperlative (عالی): shrewdest
زیرکباهوش

دارای قدرت قضاوت تیز و عملی؛ زیرک و باهوش.

Having sharp powers of judgment; clever and practical.

«او تصمیم هوشمندانه تجاری گرفت.»

She made a shrewd business decision.

«درک زیرکانه‌اش به حل مسئله کمک کرد.»

His shrewd insight helped solve the problem.

تفاوت با واژه‌های مشابه
astuteزرنگ

رسمی. معنای بسیار نزدیک؛ astute تمرکز بر فهم موقعیت‌ها دارد؛ اغلب در تجارت یا استراتژی به کار می‌رود.

Formal. Very similar meaning; 'astute' emphasizes cleverness in understanding situations; used often in business or strategy contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000