بازگشت

shuffle

shuf·fle/ˈʃʌf.əl/
shuffleto slide or mix in a dragging or sliding way
1verb (فعل)common
past (گذشته): shuffledpast participle (مفعولی): shuffled-ing (حال): shuffling3rd (سوم): shuffles
با پا کشیدن راه رفتنکشیدن پا هنگام راه رفتن

راه رفتن به گونه‌ای که پاها به طور کامل از زمین برداشته نشوند و کشیده شوند.

To walk by dragging one's feet without lifting them fully off the ground.

«او به آرامی پاها را کشان کشان از اتاق عبور کرد.»

He shuffled across the room slowly.

«او با اضطراب پاهایش را کشید.»

She shuffled her feet nervously.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dragکشیدن

غیر رسمی. حرکت مشابه کشیدن پا روی زمین که معمولاً کندتر و سنگین‌تر است. «او پاهایش را کشید» بیشتر حالت بی‌میلی را نشان می‌دهد تا «پاش رو کشید».

Informal. Similar action of pulling or moving feet along the ground, often slower and heavier than shuffle. 'He dragged his feet' emphasizes reluctance more than 'shuffled'.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): shuffledpast participle (مفعولی): shuffled-ing (حال): shuffling3rd (سوم): shuffles
کارت زدنشکل دادن به کارت‌ها

کارت‌ها را با تقسیم و ترکیب مکرر برای به هم ریختن ترتیبشان، مخلوط کردن.

To mix playing cards by repeatedly dividing and combining them to randomize the order.

«قبل از پخش کارت‌ها، کارت‌ها را مخلوط کرد.»

He shuffled the deck before dealing the cards.

«لطفاً کارت‌ها را به دقت هم بزن.»

Please shuffle the cards carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mixمخلوط کردن

کلمه رایج برای ترکیب کردن چیزها؛ در مورد کارت‌ها یا موارد مشابه با shuffle قابل جایگزینی است.

Common word for combining things; interchangeable with shuffle only when talking about cards or similar items being mixed.

متضادها
3noun (اسم)common
عمل کارت زدنمخلوط کردن کارت‌ها

عملی که در آن کارت‌ها برای تغییر ترتیب به صورت تصادفی مخلوط می‌شوند.

An act of mixing cards to change their order randomly.

«بازی بعد از یک کارت زدن خوب شروع می‌شود.»

The game starts after a good shuffle.

«قبل از پخش کارت‌ها، آن‌ها را هم بزن.»

Give the cards a shuffle before dealing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mixingمخلوط کردن

اصطلاح کلی برای ترکیب کردن چیزها؛ در زمینه کارت‌ها با shuffle قابل جایگزینی است.

General term for combining things; interchangeable with shuffle in card contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000