بازگشت

shut

/ʃʌt/
1verb (فعل)common
past (گذشته): shutpast participle (مفعولی): shut-ing (حال): shutting3rd (سوم): shuts
بستنمسدود کردن

چیزی را به حالت بسته درآوردن؛ بستن.

To move (something) into a closed position or state; to close.

«لطفاً در را آرام ببندید.»

Please shut the door quietly.

«او چشمانش را بست و سعی کرد بخوابد.»

He shut his eyes and tried to sleep.

تفاوت با واژه‌های مشابه
closeبستن (متداول‌ترین و عمومی‌ترین مترادف برای shut. در بسیاری از موارد قابل جایگزینی هستند، اما 'shut' می‌تواند حس ناگهانی‌تر یا کامل‌تری از بسته شدن را منتقل کند. 'Close the door' و 'Shut the door' هر دو صحیحند). هر دو کلمه در اکثر موارد قابل تعویض هستند، اما 'close' می‌تواند کمی نرم‌تر و 'shut' کمی قاطع‌تر به نظر برسد. 'Please close the window.' 'He shut the book with a thud.'
lockقفل کردن (معنای محکم کردن با قفل را دارد و نه صرفاً بستن. قابل جایگزینی نیست مگر اینکه بسته شدن همراه با قفل کردن باشد. 'Lock the door' درست است، اما 'Shut the door and lock it' بهتر است). 'Lock' به معنای محکم کردن یک در، پنجره یا هر چیز دیگری با استفاده از قفل است تا از باز شدن آن جلوگیری شود. 'Don't forget to lock the car.'
متضادها
2adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more shutsuperlative (عالی): most shut
بستهمسدود

بسته؛ باز نیست.

Closed; not open.

«در محکم بسته بود.»

The door was shut tight.

«تا وقتی که من بگویم، چشمانت را بسته نگه دار.»

Keep your eyes shut until I say.

تفاوت با واژه‌های مشابه
closedبسته (کاملاً قابل جایگزینی با shut در این مفهوم. 'The shop is closed' و 'The shop is shut' هر دو رایج هستند). 'Closed' و 'shut' هر دو به یک معنا هستند و قابل تعویض در این بافت. 'The window is closed.' 'The factory is shut for the holidays.'
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000