sift through

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɪft θru/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — موشکافی کردن

موشکافی کردنزیرورو کردن

برای پیدا کردن چیزی، مقدار زیادی مطلب یا چیز را با دقت بررسی کردن.

To examine a large amount of material carefully in order to find something.

«او نامه‌های قدیمی را با دقت بررسی کرد.»

She sifted through the old letters.

«پلیس تمام شب مدارک را موشکافی کرد.»

Police sifted through the evidence overnight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000