silver spoon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sil·ver spoon/ˈsɪlvər spuːn/
1noun (اسم)commonplural (جمع): silver spoons

اسم — قاشق نقره

قاشق نقرهقاشق ساخته‌شده از نقره

قاشقی که از نقره ساخته شده است.

A spoon made of silver.

«آن نوزاد یک قاشق نقره هدیه گرفت.»

The baby received a silver spoon as a gift.

«او قاشق نقرهٔ قدیمی را جلا داد.»

She polished the old silver spoon.

2phrase (عبارت)common

عبارت — امتیاز خانوادگی

امتیاز خانوادگیرفاه موروثی

کنایه از امتیازهایی که کسی به‌دلیل به دنیا آمدن در خانواده‌ای ثروتمند دارد.

An expression for the advantages of being born into a wealthy family.

«او در خانواده‌ای بسیار مرفه به دنیا آمده بود.»

He was born with a silver spoon in his mouth.

«همه زندگی را با امتیاز خانوادگی شروع نمی‌کنند.»

Not everyone starts life with a silver spoon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000