بازگشت

similarly

sim·i·lar·ly/ˈsɪmɪlərli/
similaralike, comparable-lyadverbial suffix
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): similarposition (جایگاه): beginning
به طور مشابههمچنین

به گونه یا طریقی مشابه

In a like or comparable way

«او ریاضی خواند؛ همچنین، خواهرش در علوم برجسته است.»

He studied math; similarly, his sister excels in science.

«گربه‌ها آب دوست ندارند. به‌طور مشابه، سگ‌ها جای خشک را ترجیح می‌دهند.»

Cats dislike water. Similarly, dogs prefer dry places.

تفاوت با واژه‌های مشابه
likewiseهمچنین

متداول. معمولاً هنگام بیان شباهت قابل تعویض است.

Common. Usually interchangeable when indicating similarity.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000