بازگشت

sinful

sin·ful/ˈsɪnfəl/
sinimmoral act-fulfull of
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): sinfullersuperlative (عالی): sinfullest
گناه‌آلودگناهکار

پر از گناه یا دارای ویژگی گناه؛ از لحاظ اخلاقی نادرست.

Full of or characterized by sin; morally wrong.

«او به خاطر اعمال گناه‌آلودش احساس گناه می‌کرد.»

He felt guilty for his sinful actions.

«داستان دنیایی گناه‌آلود و پر از وسوسه را توصیف می‌کند.»

The story describes a sinful world full of temptation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wickedشرور

قوی و غیررسمی. برای توصیف رفتار بسیار بد به کار می‌رود، شبیه ولی شدیدتر از sinful.

Strong and informal. Used to describe very bad behavior, similar but more intense than 'sinful'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000