بازگشت

sits

/sɪts/
sitto be seated
verb (فعل)common
past (گذشته): satpast participle (مفعولی): sat-ing (حال): sitting3rd (سوم): sits
نشستنجا گرفتن

نشستن به طوری که باسن روی سطح و پشت صاف باشد.

To rest with the body supported by the buttocks and the back upright.

«او هر صبح کنار پنجره می‌نشیند.»

He sits by the window every morning.

«او در طول جلسه ساکت می‌نشیند.»

She sits quietly during the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
perchنشستن

غیررسمی. معمولاً برای پرندگان یا نشستن غیررسمی انسان به کار می‌رود — «پرنده روی شاخه نشست.» برای نشستن رسمی مرسوم نیست.

Informal. Usually used for birds or informal human sitting — 'The bird perched on the branch.' Not common for formal seating.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000