بازگشت

size

/saɪz/
1noun (اسم)common
plural (جمع): sizes
اندازهسایزکِیفیت

اندازه یا ابعاد فیزیکی چیزی؛ چقدر بزرگ یا کوچک است.

The physical magnitude or dimensions of something; how big or small it is.

«چه سایزی کفش می‌پوشی؟»

What size shoes do you wear?

«اندازه بسته‌بندی برای هزینه ارسال مهم است.»

The size of the package matters for shipping costs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dimensionsابعاد

رسمی. بیشتر در موارد فنی یا دقیق برای ذکر طول، عرض و ارتفاع استفاده می‌شود. جایگزین size در مورد اندازه‌گیری است ولی در معنای کلی جایگزین نیست.

Formal. Used mostly in technical or precise contexts to specify length, width, and height. Can replace 'size' when talking about measurements but not about general or abstract size.

magnitudeاندازه / بزرگی

رسمی یا علمی. به وسعت یا بزرگی اندازه اشاره دارد و اغلب در معنای کمی یا انتزاعی است. برای اندازه اشیاء روزمره کاربرد ندارد.

Formal or scientific. Refers to the extent or greatness of size, often in a quantitative or abstract sense. Not used for everyday objects' size.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): sizes
اندازهمقیاسحجم

اندازه نسبی یا میزان چیزی در مقایسه با موارد دیگر.

The relative magnitude or extent of something compared to others.

«اندازه مشکل همه را متعجب کرد.»

The size of the problem surprised everyone.

«اندازه کشورهای مختلف را مقایسه کردند.»

They compared the sizes of different countries.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scaleمقیاس

عادی. به اندازه نسبی یا سطح در مقایسه با چیزی دیگر اشاره دارد. در مقایسه‌ها و درجه‌بندی‌ها جایگزین size می‌شود.

Common. Refers to relative size or level in comparison to something else. Can replace 'size' when discussing proportions or ranking.

extentمیزان / حد و اندازه

خنثی. روی میزان گسترش یا پوشش چیزی تاکید دارد. معمولا کلی و انتزاعی‌تر از size است.

Neutral. Focuses on how far or wide something spreads or covers. Often more general and abstract than size.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): sizes
سایزاندازه لباساندازه کفش

اندازه یا مشخصات مربوط به لباس یا کفش.

The dimensions or amount of something related to clothing or footwear.

«من یک پیراهن سایز متوسط می‌خواهم.»

I need a size medium shirt.

«این سایز کفش برای من خیلی کوچک است.»

This shoe size is too small for me.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fitاندازه / اندازه مناسب

روزمره. اشاره به تناسب لباس یا کفش با بدن دارد ولی کمتر بر اندازه دقیق تاکید می‌کند.

Everyday. Refers especially to how well clothes or shoes suit a person's body, but less about exact measurement than 'size'.

measurementاندازه‌گیری

رسمی. به ابعاد عددی مشخص‌شده برای لباس یا بدن اشاره دارد. فنی‌تر از size است.

Formal. Refers specifically to numerical dimensions taken for clothing or body parts. More technical than 'size'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000