skate over
skate o·ver/skeɪt ˈoʊvər/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — سرسری رد شدن از
سرسری رد شدن ازسطحی بررسی کردن
یعنی موضوعی را خیلی سرسری و بدون توجه یا توضیح کافی بررسی کردن.
To deal with a subject too quickly and without enough attention or detail.
«مقاله از مشکل اصلی سرسری میگذرد.»
“The article skates over the real problem.”
«از جزئیات مهم سرسری نگذر.»
“Don't skate over the important details.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — با اسکیت از روی چیزی گذشتن
با اسکیت از روی چیزی گذشتنروی سطحی سر خوردن
یعنی هنگام اسکیتسواری روان و نرم از روی سطحی عبور کردن.
To move smoothly across a surface while skating.
«آنها با اسکیت از روی برکهٔ یخزده گذشتند.»
“They skated over the frozen pond.”
«او بهآسانی روی یخ صاف سر خورد.»
“She skated over the smooth ice easily.”