بازگشت

skewer

skew·er/ˈskjuːər/
1noun (اسم)common
plural (جمع): skewers
سیخ کبابسیخ فلزی

سیخ بلند و باریکی از جنس فلز یا چوب که برای نگه داشتن تکه‌های غذا هنگام پخت استفاده می‌شود.

A long thin metal or wooden pin used to hold pieces of food together during cooking.

«او گوشت را روی سیخ برای کباب گذاشت.»

She put the meat on the skewer for grilling.

«تکه‌های مرغ روی سیخ‌های چوبی چیده شده بودند.»

The chicken pieces were arranged on wooden skewers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spitسیخ

معمولی. 'Spit' معمولاً به سیخ بزرگ‌تر برای پختن کباب روی آتش گفته می‌شود؛ در برخی موارد جایگزین skewer است اما معمولاً بزرگ‌تر است.

Common. 'Spit' often refers to a larger metal rod for roasting meat, especially over a fire, interchangeable with 'skewer' in some contexts but usually larger.

2verb (فعل)common
past (گذشته): skeweredpast participle (مفعولی): skewered-ing (حال): skewering3rd (سوم): skewers
سیخ زدنفرو کردن روی سیخ

قرار دادن یا فرو کردن غذا یا اشیاء دیگر روی سیخ برای پخت یا سرو کردن.

To pierce or hold food, meat, or other objects on a skewer for cooking or serving.

«او سبزیجات را قبل از کباب کردن روی سیخ زد.»

He skewered the vegetables before grilling.

«آن‌ها گوشت را روی سیخ فرو کردند و روی آتش پختند.»

They skewered the meat and cooked it over the fire.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000