verb (فعل)commonpast (گذشته): skipperedpast participle (مفعولی): skippered-ing (حال): skippering3rd (سوم): skippers
فعل — فرماندهی کردن
فرماندهی کردنهدایت کردن کشتی
اسم مصدر فعل skipper؛ فرماندهی یا هدایت کشتی یا قایق به صورت جاری.
Present participle of skipper; acting as captain or pilot of a ship or boat.
«امروز او کشتی را فرماندهی میکند.»
“She is skippering the boat today.”
«آنها تیم را در این مسابقه هدایت میکنند.»
“They are skippering the team in this race.”