small-scale

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈsmɔːlˌskeɪl/
smalllittle in sizescaleextent, scope
adjective (صفت)common

صفت — کوچک‌مقیاس

کوچک‌مقیاسمحدود

دارای گستردگی یا تعداد کم؛ محدود در اندازه یا حوزه.

Involving a small extent or number; limited in size or scope.

«آن‌ها با یک آزمایش کوچک‌مقیاس شروع کردند.»

They started with a small-scale experiment.

«کشاورزان کوچک‌مقیاس با مشکلات زیادی روبرو هستند.»

Small-scale farmers face many challenges.

تفاوت با واژه‌های مشابه
miniatureکوچک‌شده

رسمی/غیررسمی. اشاره به چیزی بسیار کوچکتر از معمول دارد، گاهی به‌عنوان مدل.

Formal/informal. Indicates something much smaller than usual, sometimes as a model.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000