smell fishy
smell fish·y/smɛl ˈfɪʃi/
phrase (عبارت)informal
عبارت — مشکوک به نظر رسیدن
مشکوک به نظر رسیدنبو بردن از کاسهای زیر نیمکاسه
مشکوک، نادرست یا احتمالاً غیرصادقانه به نظر رسیدن.
To seem suspicious, dishonest, or not quite right.
«این بهانه به نظرم مشکوک میآید.»
“This excuse smells fishy to me.”
«اعداد مشکوک به نظر میرسیدند، پس دوباره بررسیشان کردیم.»
“The numbers smelled fishy, so we checked them again.”