snowball effect

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

snow·ball ef·fect/ˈsnoʊbɔl ɪˈfɛkt/
noun (اسم)commonplural (جمع): snowball effects

اسم — اثر گلوله‌برفی

اثر گلوله‌برفیروند فزاینده

روندی که در آن هر اتفاق باعث بزرگ‌تر شدن و شدت گرفتن اتفاق بعدی می‌شود.

A process in which something grows rapidly as each development causes a larger next one.

«یک پرداختِ دیرهنگام باعث زنجیره‌ای از مشکلات شد.»

One late payment caused a snowball effect.

«شایعه در اینترنت به‌سرعت بزرگ‌تر و گسترده‌تر شد.»

The rumor had a snowball effect online.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000