بازگشت

snug

/snʌɡ/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): snuggersuperlative (عالی): snuggest
راحت و امنچسبان ولی راحت

به طور دلپذیری گرم و راحت یا چسبیده به تن بدون اینکه تنگ باشد.

Comfortably warm, cozy, or fitting closely without being tight.

«او زیر پتو احساس راحتی و گرما داشت.»

She felt snug under the blanket.

«کلاه چسبان بود ولی تنگ نبود.»

The hat was snug but not tight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cozyدنج

رایج و غیررسمی. بیشتر به گرما و راحتی اشاره دارد.

Common and informal. Emphasizes warmth and comfort.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000