so

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/səʊ/
1adverb (قید)commontype (نوع): degreeadjective (صفت): N/Aposition (جایگاه): middle

قید — خیلی

خیلیاینقدراینچنین

تا این حد یا این اندازه زیاد؛ خیلی.

To such a great extent or degree; very.

«موسیقی خیلی بلند بود.»

The music was so loud.

«بعد از کار خیلی خسته بودم.»

I was so tired after work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
veryخیلی/بسیار (روزمره. 'very' معمولاً قبل از صفت یا قید می‌آید تا شدت آن را بیان کند. 'so' نیز همین کار را می‌کند اما اغلب با تأکید یا برای بیان نتیجه‌ای که به دنبال آن می‌آید استفاده می‌شود.) (Everyday. 'very' usually precedes an adjective or adverb to intensify it. 'so' does the same but often with emphasis or to lead to a consequence.)
2conjunction (حرف ربط)common

حرف ربط — بنابراین

بنابراینپسدر نتیجه

به آن دلیل؛ بنابراین؛ با این نتیجه که.

For that reason; therefore; with the result that.

«باران می‌بارید، بنابراین ما در خانه ماندیم.»

It was raining, so we stayed home.

«من گرسنه بودم، پس یک ساندویچ خوردم.»

I was hungry, so I ate a sandwich.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thereforeبنابراین/در نتیجه (رسمی. 'therefore' بیشتر در نوشتار رسمی و آکادمیک برای بیان نتیجه منطقی استفاده می‌شود. 'so' در مکالمات روزمره رایج‌تر و کمتر رسمی است.) (Formal. 'therefore' is more common in formal and academic writing to express a logical conclusion. 'so' is more common and less formal in everyday conversation.)
3interjection (حرف ندا)common

حرف ندا — بسیار خب

بسیار خبخب

برای ابراز موافقت، پذیرش، یا به عنوان نشانه گفتار برای شروع یک نکته جدید استفاده می‌شود.

Used to express agreement, acceptance, or as a discourse marker to start a new point.

«خب، برنامه شما برای فردا چیست؟»

So, what's your plan for tomorrow?

«پس، بالاخره موفق شدی!»

So, you finally made it!

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000