بازگشت

soar

/sɔːr/
1verb (فعل)common
past (گذشته): soaredpast participle (مفعولی): soared-ing (حال): soaring3rd (سوم): soars
اوج گرفتنبالا رفتناوج گرفتن در آسمان

به بالا پرواز کردن یا در هوا اوج گرفتن.

To fly or rise high in the air.

«عقاب بر فراز کوه‌ها اوج گرفت.»

The eagle soared above the mountains.

«روحیه او پس از شنیدن خبر خوب اوج گرفت.»

Her spirits soared after receiving the good news.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ascendبالا رفتن

رسمی. یک اصطلاح کلی برای حرکت به سمت بالا. 'هواپیما بالا رفت.' 'پرنده اوج گرفت.' 'Soar' به پرواز مداوم و بدون زحمت، اغلب بدون بال زدن اشاره دارد.

Formal. A general term for moving upwards. 'The plane ascended.' 'The bird soared.' Soar implies continuous, effortless flight, often without flapping wings.

hoverمعلق ماندن

رایج. در یک نقطه در هوا باقی ماندن. متفاوت از 'soar' که به حرکت رو به بالا یا پرواز در ارتفاع بالا اشاره دارد. یک هلیکوپتر می‌تواند معلق بماند، یک پرنده می‌تواند اوج بگیرد.

Common. To remain in one place in the air. Different from 'soar' which implies upward movement or high flight. A helicopter can hover, a bird can soar.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): soaredpast participle (مفعولی): soared-ing (حال): soaring3rd (سوم): soars
افزایش یافتن ناگهانیجهش کردن

به سرعت و بالاتر از سطح معمول افزایش یافتن.

To increase rapidly above the usual level.

«قیمت نفت به رکورد جدیدی رسید.»

Oil prices soared to a new record.

«محبوبیت او همچنان در حال افزایش است.»

Her popularity continues to soar.

تفاوت با واژه‌های مشابه
riseافزایش یافتن

رایج. یک اصطلاح کلی برای افزایش، اما 'soar' به افزایش بسیار چشمگیرتر و سریع‌تر اشاره دارد. 'قیمت‌ها افزایش یافت' در مقابل 'قیمت‌ها سر به فلک کشید'.

Common. A general term for increasing, but 'soar' suggests a much more dramatic and rapid increase. 'Prices rose' vs. 'prices soared'.

surgeموج زدن/افزایش شدید

رایج. به یک حرکت یا افزایش ناگهانی و قدرتمند به سمت بالا اشاره دارد. بسیار شبیه به 'soar' برای اعداد یا احساسات. 'افزایش شدید تقاضا' یا 'تقاضا سر به فلک کشید'.

Common. Implies a sudden, powerful upward movement or increase. Very similar to 'soar' for numbers or emotions. 'A surge in demand' or 'demand soared'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000