بازگشت

sock

/sɒk/
1noun (اسم)common
plural (جمع): socks
جوراب

پوششی برای پا و قسمت پایین ساق پا، که معمولاً داخل کفش پوشیده می‌شود.

A garment for the foot and lower part of the leg, typically worn inside a shoe.

«او هر روز جوراب‌هایش را عوض می‌کرد.»

He changed his socks every day.

«او یک جفت جوراب پشمی بافت.»

She knitted a pair of wool socks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stockingجوراب ساق بلند

روزمره. پوششی تنگ که پا و بخشی یا تمام ساق پا را می‌پوشاند. 'Stocking' معمولاً به پوشش‌های بلندتر و نازک‌تر، که اغلب توسط زنان پوشیده می‌شود، اشاره دارد، در حالی که 'sock' کلی‌تر و معمولاً کوتاه‌تر است. 'او با لباسش جوراب ساق بلند پوشید' صحیح است، 'او جوراب و کفش خود را پوشید' صحیح است.

Common. A close-fitting garment covering the foot and part or all of the leg. 'Stocking' typically refers to longer, thinner garments, often worn by women, while 'sock' is more general and usually shorter. 'She wore stockings with her dress' works, 'He put on his socks and shoes' works.

hosieryپوشاک بافتنی پا

رسمی/فنی. لباس‌های بافتنی برای پاها و ساق‌ها. 'Hosiery' یک اصطلاح جمعی برای جوراب، جوراب ساق بلند و جوراب شلواری است که اغلب در خرده‌فروشی یا تولید استفاده می‌شود. 'یک بخش پوشاک بافتنی پا' صحیح است، اما شما نمی‌گویید 'او پوشاک بافتنی پای خود را پوشید'.

Formal/Technical. Knitted garments for the feet and legs. 'Hosiery' is a collective term for socks, stockings, and tights, often used in retail or manufacturing contexts. 'A hosiery department' works, but you wouldn't say 'He put on his hosiery'.

2verb (فعل)informal
past (گذشته): sockedpast participle (مفعولی): socked-ing (حال): socking3rd (سوم): socks
ضربه زدنمشت زدن

به کسی یا چیزی محکم ضربه زدن.

To hit (someone or something) hard.

«او به طور مستقیم به صورت حریفش مشت زد.»

He socked his opponent right in the face.

«موج ناگهانی به کناره قایق ضربه زد.»

The sudden wave socked the side of the boat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
punchesمشت می‌زند

روزمره. با مشت ضربه زدن. 'Punches' بسیار خاص به ضربه زدن با مشت بسته اشاره دارد. 'Sock' می‌تواند یک ضربه محکم‌تر عمومی‌تر باشد، نه لزوماً با مشت، اگرچه اغلب این را نشان می‌دهد. 'او به کیسه مشت می‌زند' صحیح است، 'او به فک او مشت زد' صحیح است.

Common. To strike with the fist. 'Punches' is very specific to hitting with a closed fist. 'Sock' can be a more general forceful hit, not necessarily with a fist, though often implies it. 'He punches the bag' works, 'He socked him in the jaw' works.

hitsمی‌زند

بسیار روزمره. واژه‌ای کلی برای ضربه زدن. 'Hits' کلی‌ترین است و می‌تواند برای هر تماسی استفاده شود، در حالی که 'sock' به یک ضربه قوی و مؤثر اشاره دارد. 'او به توپ می‌زند' صحیح است، 'موج به قایق ضربه زد' صحیح است، اما 'sock' حس نیروی بیشتری را منتقل می‌کند.

Very common. A general term for striking. 'Hits' is the most general and can be used for any contact, while 'sock' implies a strong, impactful hit. 'He hits the ball' works, 'The wave socked the boat' works, but 'sock' gives a sense of greater force.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000