someone's goose is cooked

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

some·one's goose is cooked/ˈsʌmwʌnz ɡus ɪz kʊkt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کارِ کسی تمام است

کارِ کسی تمام استکسی گرفتارِ دردسر بزرگی شده است

یعنی کسی به دردسر بزرگی افتاده و بعید است از پیامدهایش جان سالم به در ببرد.

Used to say that someone is in serious trouble and is unlikely to escape consequences.

«اگر رئیس آن ایمیل‌ها را ببیند، کارش تمام است.»

If the boss sees those emails, his goose is cooked.

«بعد از اینکه به قاضی دروغ گفت، دیگر کارش تمام بود.»

Her goose was cooked after she lied to the judge.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000