بازگشت

sorry

sor·ry/ˈsɑːri/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): sorriersuperlative (عالی): sorriest
متأسفپشیمان

احساس پشیمانی یا تأسف داشتن.

Feeling regret or penitence.

«از شنیدن آن متأسفم.»

I'm sorry to hear that.

«او واقعاً از اشتباهش پشیمان بود.»

She was truly sorry for her mistake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
regretfulپشیمان. رسمی. 'پشیمان' عموماً رسمی‌تر است و اغلب حس عمیق‌تر و متفکرانه‌تری از غم یا ناامیدی درباره چیزی که اتفاق افتاده را می‌رساند. 'من از کارهایم پشیمان هستم' برای یک موضوع جدی قوی‌تر از 'من متأسفم برای کارهایم' است.
apologeticعذرخواه. رایج. 'عذرخواه' به طور خاص به ابراز عذرخواهی اشاره دارد، در حالی که 'متأسف' می‌تواند صرفاً یک احساس باشد. 'او به خاطر اشتباهش عذرخواه بود' بر عمل عذرخواهی تمرکز دارد. وقتی 'متأسف' به معنای عذرخواهی است، قابل تعویض هستند.
متضادها
2interjection (حرف ندا)common
ببخشیدمتاسفم

برای ابراز عذرخواهی، تأسف یا برای قطع مودبانه صحبت به کار می‌رود.

Used to express an apology, regret, or to politely interrupt.

«ببخشید، من شما را آنجا ندیدم.»

Sorry, I didn't see you there.

«ببخشید، چه گفتید؟»

Sorry, what did you say?

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000