بازگشت

sowed

/soʊd/
verb (فعل)common
past (گذشته): sowedpast participle (مفعولی): sown-ing (حال): sowing3rd (سوم): sows
کاشتبذرپاشی

دانه‌ها را در زمین کاشتن.

Planted seeds in the ground.

«کشاورزان در بهار بذر کاشتند.»

Farmers sowed seeds in the spring.

«او بذر گل‌ها را به طور یکنواخت کاشت.»

She sowed the flower seeds evenly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plantedکاشتن

رایج. در زمینه کاشت بذر قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in the context of putting seeds into soil.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000