بازگشت

spam

/spæm/
1noun (اسم)common
هرزنامهپیام ناخواسته

پیام‌های ناخواسته الکترونیکی، به‌ویژه ایمیل‌هایی که به صورت انبوه ارسال می‌شوند.

Unwanted or unsolicited electronic messages, especially emails, sent in bulk.

«صندوق ایمیلم پر از هرزنامه است.»

My inbox is full of spam emails.

«مواظب باش به لینک‌های هرزنامه کلیک نکنی.»

Be careful not to open spam links.

تفاوت با واژه‌های مشابه
junk mailایمیل اسپم

روزمره. در مورد ایمیل‌های ناخواسته جایگزین spam است ولی فقط غیررسمی کاربرد دارد.

Everyday. Interchangeable with 'spam' in the context of unwanted emails, e.g. 'I deleted the junk mail.' Always informal and used mostly for email messages.

2verb (فعل)common
past (گذشته): spammedpast participle (مفعولی): spammed-ing (حال): spamming3rd (سوم): spams
هرزنامه فرستادنپیام‌های ناخواسته فرستادن

ارسال انبوه پیام‌های ناخواسته یا بی‌ربط در فضای الکترونیکی.

To send unwanted or irrelevant electronic messages in large quantities.

«نباید مردم را با تبلیغات هرزنامه بفرستی.»

Don't spam people with advertisements.

«به‌خاطر فرستادن پیام‌های ناخواسته در چت ممنوع شد.»

He was banned for spamming the chat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
junk mailایمیل‌های ناخواسته فرستادن

روزمره. بیشتر به عنوان اسم است؛ برای فعل فرستادن پیام ناخواسته معمولاً spam به کار می‌رود.

Everyday. Used primarily as a noun phrase, less common as a verb; 'spam' is preferred for the action of sending unwanted emails.

متضادها
3noun (اسم)common
گوشت کنسروی (اسپم)

یک محصول گوشتی کنسروی و پخته‌شده از گوشت خوک که به‌عنوان غذا شناخته می‌شود.

A canned precooked meat product made from pork, popular as food.

«دوست دارم صبحانه اسپم را همراه تخم‌مرغ بخورم.»

I like to eat spam with eggs for breakfast.

«اسپم یک ماده محبوب در بسیاری از غذاها است.»

Spam is a popular ingredient in many dishes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000