بازگشت

spawn

/spɔːn/
1verb (فعل)common
past (گذشته): spawnedpast participle (مفعولی): spawned-ing (حال): spawning3rd (سوم): spawns
تخم‌ریزی کردنتولید مثل کردن

تخم‌ریزی یا تولید مثل به‌ویژه برای ماهی یا دوزیستان.

To produce or lay eggs, especially fish or amphibians.

«ماهی سالمون در رودخانه‌های آب شیرین تخم‌ریزی می‌کند.»

The salmon spawn in freshwater rivers.

«قورباغه‌ها در بهار در حوضچه‌ها تخم‌ریزی می‌کنند.»

Frogs spawn in ponds during spring.

تفاوت با واژه‌های مشابه
breedتولید مثل کردن

رایج. به طور کلی به تولید مثل اشاره دارد؛ در زمینه آبزیان می‌تواند جای spawn باشد.

Common. Refers broadly to reproduction; in aquatic contexts can replace 'spawn.'

2noun (اسم)common
تخمتخم ماهی

تخم‌های ماهی، دوزیستان یا حیوانات مشابه.

The eggs of fish, amphibians, or similar animals.

«ماهی قزل‌آلا تخم‌هایش را در رودخانه گذاشت.»

The trout laid their spawn in the stream.

«تخم ماهی‌ها حساسند و به آب تمیز نیاز دارند.»

Fish spawn are delicate and require clean water.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000