spawning

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

spawn·ing/ˈspɔːnɪŋ/
spawnto produce offspring, especially fish or amphibians-ingaction or process
noun (اسم)technical

اسم — تخم‌ریزی

تخم‌ریزیآبستن

فرآیند رها کردن تخم یا اسپرم توسط ماهیان یا دوزیستان.

The process of fish or amphibians releasing eggs or sperm.

«تخم‌ریزی ماهی آزاد در پاییز در رودخانه‌ها انجام می‌شود.»

Salmon spawning occurs in rivers during autumn.

«تخم‌ریزی برای تجدید جمعیت ماهی‌ها حیاتی است.»

Spawning is vital for fish population renewal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000