specific example

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

spe·cif·ic ex·am·ple/spəˈsɪfɪk ɪɡˈzæmpəl/
phrase (عبارت)common

عبارت — مثال مشخص

مثال مشخصنمونه خاص

نمونه‌ای معین است که برای توضیح دادن یا تأیید یک نکته کلی به کار می‌رود.

A particular instance used to explain or support a general point.

«می‌توانید یک مثال مشخص بزنید؟»

Can you give a specific example?

«او از یک نمونه خاص برای تأیید استدلالش استفاده کرد.»

She used a specific example to support her argument.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000