بازگشت

spiderweb

spi·der·web/ˈspaɪdərwɛb/
spideran eight-legged arachnidweba network of fine threads
noun (اسم)common
plural (جمع): spiderwebs
تار عنکبوتتور عنکبوت

تار عنکبوت که عنکبوت برای گرفتن شکار می‌بافد.

A web spun by a spider to catch prey.

«تار عنکبوت با شبنم صبحگاهی درخشید.»

The spiderweb glistened with morning dew.

«او با دقت تار عنکبوت را از گوشه برداشت.»

He carefully removed the spiderweb from the corner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cobwebتار عنکبوت

متداول. گاهی به تارهای عنکبوت قدیمی یا پرگرد و غبار اشاره دارد.

Common. Sometimes used to refer to old or dusty spiderwebs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000